تبليغاتX
...صدا که مرهم درد بود مرا...

...صدا که مرهم درد بود مرا...

پروانه ای هستم در تاری اسیرم که عنکبوتش سیر است نه یارای پرواز دارم نه می توانم بمیرم

پای یک مسجد متروک بنای ده ماست

 

نوتر از منظره ها ، مقبره های ده ماست

 

خانه هامان گلی و پنجره هامان بسته

 

فقط این مسجد متروک ،بنای ده ماست

 

کدخدای ده ما ، هرچه بگوید حق است

 

کدخدای ده مانیست ، خدای ده ماست

 

پدرم از ده بالا غروب آمد و گفت:

 

هرچه بدبختی و درد است برای ده ماست

 

آه چوپان جوان ،خسته نباشی، بنواز

 

فقط این نی لبکت، لطف و صفای ده ماست!

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت11:25توسط جعفر | |

شعری به گویش بختیاری از: آرمان موری احمدی


زور بُم گِرِهدِه بی كَسی، دی چاره ناچارُم سِتین
فشار بیكسی بر من روزافزون شده،  دیگر چاره ای ندارم، ای ستین

هر شُو زَنُم گولِ دلُم آستاره ایشُمارُم سِتین
هر شب دلم را فریب میدهم ستاره ها را می شمارم، ای ستین

دنیا پلِشتِ و لیشِ و نَدُونُم كُیه وا ری كُنُم
دنیا ناهنجار و زشت شده و نمیدانم به كجا رو آورم

جون خُوتِ اِز عالم و آدم مُو بیزارُم سِتین
به جان خودت من دیگر از عالم و آدم بیزار شده ام، ای ستین

دنیا لِر چَپ ایخوره، وا بی چَواسِه اِی خدا
دنیا به چپ و برعكس می چرخد ای خدا

بَفتِه ز غم سی مو قَوا،  تَش وَندِه به كارُم سِتین
قبایی از غم برایم بافته و آتش به هستی ام زده، ای ستین

دی ناله،ناله،”نِی”،نیا آرمونِ دِلْ دیْ نی وُرا
دیگر ناله ای از نی برنمی خیزد،دیگر آرزوهایم برآورده نمی شود

تِهنا و دلتنگ خُوتُم، رَهدیُ و وِِر دادیم سِتین
دلم فقط برای تو تنگ میشود كه مرا رها كردی و رفتی، ای ستین

نی هُمدُرُنگی سی دلُم سَر وا به شونِ كی بِنُم
همدمی برای دلم نمانده است، سرم را بر كدام شانه بگذارم

خوت،بَردِ غَمچین مُنی، وایای به هِی جارُم سِتین
تو سنگ صبور منی،باید به فریادم برسی، ای ستین

وایای به هِی جارُم سِتین وایای به هِی جارُم سِتین
باید به فریادم برسی، ای ستین باید به فریادم برسی، ای ستین…

توضیح: ستین بمعنی ستون است اما در گویش بختیاری و لری معنایی فراتر از این دارد. ستین یعنی پشت و پناه ، عزیزم، ستون زندگی، امید. «تو ستین دلمُی!».

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت14:39توسط جعفر | |

 

دل تو امروزیه گلهای کاغذی می خواد

 

دل من قدیمیه این گلـا رو میده به باد

 

اون که گفت: مهربونی تا دنیا، دنیاست می مونه

 

راست می گفت؛ گمون می کرد دلامون از سنگ نمی شه

کاست گلهای کاغذی - مرحوم مسعود بختیاری

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت16:55توسط جعفر | |

عکسهایی از جوانی وپیری یک هنرپیشه قدیمی در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت11:29توسط جعفر | |

اخيرا پیکر پاک ومقدس تعدادی شهید در دانشگاههای کشور به خاک سپرده شد. شهدا در جایگاه خاص، مقدس و در قلب مردم جای دارند اما نباید استفاده ابزاری از نام و یاد شهیدان کرد. شهدا باید در مکانی مثل بهشت زهرا باشند که دیدار با قبورشان برای همه فراهم باشد نه در مکان بسته ای چون دانشگاه که باید محلی با نشاط برای درس و بحث باشد. در هر صورت شهدا که خود برای مبارزه  با غصب خاک میهنشان توسط بیگانه جان خویش را بر کف گذاشتند هرگز راضی نخواهند بود جسد مبارکشان را در جایی دفن کنند که شبهه غصب بودن مکان را به اذهان تداعی میکند.شهدا باید در کنار همسنگران خویش در قطعه شهدا باشند و در دسترس همه کسانی باشند که بخواهند لحظاتی را در کنار قبور پاکشان باشند اما با دفن آنها در مکانی محدود که همگان نتوانند دسترسی داشته باشند نه تنها موجب آزار روح مقدسشان می شویم  بلکه موجب محروم کردن مردم عادی و غیر دانشگاهی از بازدید از قبور این عزیزان هستیم. استفاده ابزاری از نام و یاد شهدا محکوم است  نکند ما از کسانی باشیم که نه تنها با خون که حتی از خاکستر شهدا هم بهره برداری سیاسی میکنند!!!!؟؟؟

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت11:29توسط جعفر | |

با تاسف فراوان به اطلاع می رساند امروز صبح

(۱۱/۱۲/۱۳۸۷) استاد فرزانه آقای دکتر سیدهدایت اله رشیدی

ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر براثر

حمله قلبی و سکته دارفانی را وداع گفت.

یاد آن فقید عالیقدر را گرامی می داریم.

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت16:0توسط جعفر | |

امروز، اولین روز از بقیة عمر ماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازیم، بزودی متوجه خواهیم شد كه متعلق به گذشته هستیم

اگر به دنبال موفقیت نرویم خودش به دنبال ما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به ما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشیم. مجبورنیستیم در موقعیت موجود باقی بمانیم . این بستگی به تصمیم گیری خودمان دارد . می توانیم هر لحظه تغییر كنیم

هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد...

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت17:44توسط جعفر | |

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

 معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود

ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد

برای آنکه بی خود، های و هو  میکرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت

یک با یک برابر هست

 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است

 

معلم
مات بر جا ماند !

و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز

یک با یک برابر بود
 

سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود.

و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم

یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود


پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟

یک اگر با یک برابر بود


پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟

معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
 

یک با یک برابر نیست

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت17:44توسط جعفر | |

همه باهم پیش بسوی بدبختی -  اصلاحات اقتصادی (افزایش اختلاف سطح درآمدها)

+نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت11:13توسط جعفر | |

شما قضاوت کنید ؟

منبع عکسها:وبگاه شوشتر

+نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت10:20توسط جعفر | |